احمد غزالى

5

مكاتبات خواجه احمد غزالى با عين القضات همدانى ( فارسى )

گذاردهء حق را ازو تا به نهايتى كه در آن نهايت مراد به حق بوده است و هست برسد . اشارت مصطفى - صلوات اللّه عليه - كه : يا ايها الناس ان لكم معالم ، فانتهوا الى معالمكم و ان لكم نهايات فاتوا الى نهاياتكم » چنين حقايق بود ، تا آنچه در امكان است بوجود آيد . يا حسرتا على ما فرطت فى جنب اللّه را جاى نماند . و هذا يشير الى شىء من سرّ القدر . آن اشارت قرة العين ارجو كه چنان بود . بيت گر يار ترا گويد : « من زان توام » * هان تا تو بدان رسن فرو چه نشوى نطق او خود ينابيع صدق است . اما كمين‌گاه مكر قدر هم از جائى بود كه بدوس ( ؟ ) 2 ممكور آنجا نرسد . « هُوَ أَهْلُ التَّقْوى وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ » ( 74 / 56 ) ؛ مگر بكرم او بود نه باستحقاق ما . اما مختص الدين - اكرمه اللّه - رسيد ، هفدهم رجب . و نامه رسانيد و بقدوم او سخت شاد شدم و باخبار سلامت آن عزيز و جملهء عزيزان همچنان . و همين شبانگاه آن جواب بنوشتم ، كه آرنده مستعجل بود . غنيمت شمردم ، كه مسافت دور است . جوابى بتعجيل نوشتم . ارجو كه بعد ازين مستوفىتر فرستم . جواب اول : سلام علينا . انا و اتقياء امتى در ضمن « علينا » مضمراند . كنايت توحيد در تحفه عين تفريد بود ، كه عليك . اما در اشراق سلام ازليت آن ذره‌ها كه اشارت بو الحسن خرقانى - رحمه اللّه عليه - بدان صحبت بود بتافتند در آن اشراق كه شرط ظهور در آيد